فضل الله روزبهان خنجى اصفهانى
267
تاريخ عالم آراى امينى ( فارسى )
و طلب ثار ( 140 - ر ) و انتقام و آرزوى قصاص از ملك شروان « 1 » ضميمهء آن شده ، هر آينه اكثر اوقاتش در تهيّهء مقدّمات لشكركشى از نيزه ساختن و تيغ پرداختن مصروف بود و خلقى « 2 » بسيار از مردم روم و طالش و سياه كوه در موكبش مجتمع گشته . گويند همگان او را معبود خويش مىدانستند و از وظايف نماز و عبادات اعراض كرده ، جنابش را قبله و مسجود خود مىشناختند . شيخ هم دين اباحت را براى ايشان ترويج داده « 3 » ، قواعد شريعت خرّميان بابكى در ميانشان نهاده « 4 » . از غايت مكّارى در سر كلاهى « 5 » صوفيانه و در بر خرقهاى درويشانه و جوشنها در خانه ساخته و تيغها براى جنگ پرداخته . زبان قهر الهى « 6 » : وَ مَكَرُوا وَ مَكَرَ اللَّهُ وَ اللَّهُ خَيْرُ الْماكِرِينَ [ 3 / 54 ] گويان و دست قدرت انتقام اين بىراهيها از او جويان . ابيات حافظ « 7 » صوفى نهاد دام و سر حُقّه باز كرد * بنياد مكر با فلك حقّه باز كرد بازىّ چرخ بشكندش بيضه در كلاه * زيرا كه عرضِ شعبده با اهل راز كرد و فى الواقع در حدّ ذات خويش مرد جلد [ و ] شجاع بود و در « 8 » انواع دليرى و فنون جنگ از شمشير زنى و تير افگنى و نيزهبازى و كمند اندازى مهارتى « 9 » تمام داشت . اسفنديار آسا چون در جامهء آهن رفتى ، رستم دستان را زال ساختى و بيژن صفت چون بر توسن پهلوانى نشستى افراسياب را بر خاك انداختى . بيت ( 140 - پ ) جهان پهلوان بود در كارزار * جهان پهلوان را ازو كار ، زار تمامت زندگانى را در ورزش طريق پهلوانى صرف كردى . در ساختن اسباب حرب و تهيّهء آلات طعن و ضرب يگانهء زمان بود . شنيدم كه چند هزار سر نيزه و جوشن و شمشير مهيّا
--> ( 1 ) . K : شيروان . ( 2 ) . F : خلق . ( 3 ) . P : داد . ( 4 ) . P : نهاد . ( 5 ) . F : كلاه . ( 6 ) . KP : آلاهى . ( 7 ) . KP : « ابيات » ندارد . ( 8 ) . P : از . ( 9 ) . P : مهارت .